چکیده
قدریه، جریانی فکری-سیاسی در قرن نخست هجری بود که در واکنش به سیاستهای بنیامیه برای تثبیت قدرت شکل گرفت. حکومت اموی با مبارزات همهجانبه علیه این جریان، تلاش کرد نفوذ آن را مهار کند. این پژوهش با روش تحلیل تاریخی و بررسی منابع مکتوب، بسترتاریخی – فکری دو جریان را واکاویده و بازتاب تقابل میان قدریه و حاکمان و هواداران بنیامیه را در میراث روایی اهل سنت تحلیل میکند.
مسئله اصلی پژوهش، تحلیل نحوه انعکاس این تقابل در روایات اهل سنت در چهار سده نخست اسلامی است. یافتهها نشان میدهد این نزاع در منابع روایی پیرامون سه محور عمده بازتاب یافته است
1. محور سیاسی-مذهبی روایاتی را شامل می شود که بازتابی منفی از نفوذ قدریان در جامعه دارند و مشوق حذف فیزیکی آنان هستند.
2. در محور فرهنگی-اجتماعی قدریه با هویتی منفی، همچون “مجوس امت”، معرفی شدهاند که به انزوای اجتماعی آنان انجامیده است.
3. محور کلامی-اعتقادی متنوعترین روایتها را شامل میشود و قدریه را با صفاتی چون شرک، کفر، دشمنی با خداوند، زندقه، و انکار قدر الهی توصیف کرده است.
این مطالعه نشان میدهد که این نزاع، بازتابی از نبرد ایدئولوژیک میان گفتمان عدالتمحور قدریه و دستگاه حاکمه جبری بود. به تدریج، این تقابل سیاسی به نزاع عقیدتی تغییر یافت و از میراث حدیثی برای تقویت گفتمان جبری بهره برداری شد.